۲۴ آذر سالروز درگذشت حبیب ساهر، پدر شعر نو تورکی

🔸حبیب ساهر تولد اردیبهشت ۱۲۸۲ شمسی در روستای تَرک (آذربایجان‌شرقی، معروف به اولکر شاعر، داستان‌نویس و مترجم معروف ادبیات فارسی و تورکی می‌باشد. پدرش میرقوام، از شهر ترک واقع در شمال‌شرقی کوه شیبلی (میانه)‌ به تبریز آمده و در محله سرخاب شت باغ امیر (خیابان عارف کنونی) ساکن شد. میرقوام در محله دوه‌چی ازدواج کرد و صاحب سه فرزند شد.میرقوام بعدها از محله سئلاب در کوچه ایده‌لی خانه‌ای می‌خرد و با خانم دیگری از آن محله ازدواج کرده و صاحب دو پسر به اسامی میر ستار و میر غفار قوامی می‌شود. به گفته برخی میر قوام در آشوب‌های داخلی شهر تبریز در روزهای پیروزی انقلاب مشروطیت در سنگر سرخاب کشته شده است.

🔸دوران دبیرستان را با محمدحسین شهریار هم‌مدرسه شد و به گمان برخی، منظور شهریار از: «شهریارا بی حبیب خود نمی‌کردی سفر» ساهر بوده‌است. ساهر در سال ۱۳۰۶ به استانبول می‌رود و به تحصیل علم جغرافیا می‌پردازد و مدرک لیسانس می‌گیرد. وی هنگام تحصیل نام خانوادگی خود را به «ساهر» تغییر می‌دهد. ساهر به معنی شب زنده دار است. در ۶ سالی که درکلوپ آمریکائی های استانبول اقامت داشت با دو کشیش کاتولیک فرانسوی دوستی پیدا کرد که اطلاعات گسترده ای از ادبیات نوی فرانسه داشتند، و چیزهای زیادی از آن ها آموخت ، به خصوص در مورد شعر مدرن فرانسه ، و تعدادی از آثار شعرای نوپردازی مثل بودلر را به فارسی ترجمه کرد. در استانبول با موج شعر نوی تورکی و افکار تورک‌های جوان آشنا شد، ولی استاد اصلی خودش در شعر را ، تقی رفعت می‌داند.

🔸ساهر پس از۶ سال زندگی در استانبول عازم باکو شد و پس از مدتی به تهران رفت. وی در اداره معارف تهران به عنوان معلم استخدام شده و در سال ۱۳۱۳ به زنجان می‌رود. در زنجان ازدواج می‌کند و صاحب دختری به نام منیژه می‌شود. به دلیل تدریس به زبان مادری کودکان در زنجان (تورکی) و عدم توجه به تذکرات ساهر به مازندران تبعید می‌شود، در مازندران به دلیل ابتلا به مالاریا به تهران بازگردانده می‌شود، بعد به قزوین رفته و در نهایت در تبریز مشغول تدریس میشود، بعد سال ۱۳۲۰ و سقوط خفقان رضاشاهی فعالیت‌های فرهنگی و ادبی فراوانی در ایران و مخصوصا آذربایجان شروع می‌شود، ساهر هم به نوبه خود فعالیت‌های ادبی خود را گسترش داده و تعدادی از کتاب‌های خود را پخش می‌کند.

🔸اواخر سال ۱۳۲۵ و بعد از بازگشت استبداد سیاه شاهنشاهی پهلوی و فشار بیشتر به آذربایجان پس از فروپاشی حکومت ملی آذربایجان، ساهر را از تبریزش جدا کرده و به اردبیل تبعید می‌کنند، ساهر سیاه بختی خود و همزبانانش را اینگونه با زبان شعر بیان می‌کند:

بیزه یاد کابوسو باخ کؤلگه سالیب
بو اؤلومدۆر، بو اؤلێم کؤلگه‌سیدیر
یاد دیلی اؤلسا دا خوش سسلی، یئنه
بیزجه ارباب سسی، جلاد سسیدیر
خانلیغین باخما دونو قیرمیزیدیر
او بویا، ائل اوبانین آل قانیدیر
او بیزیم وارلیغیمیزلا دؤیۆشۆر
او بیزیم شئعریمیزین دۆشمانیدیر

🔸ساهر در اردبیل به معلمی می‌پردازد و بدون توجه به تحت نظر بودنش مجموعه شعر فارسی با نام «اشعار جدید» را در نسخه‌های محدودی پخش مکند، پس از ۳ سال زندگی در اردبیل بار دیگر به قزوین فرستاده می‌شود و در آنجا مشغول تدریس می‌گردد، در همان سال‌ها کتاب‌های تورکی «کؤوشن» و «لیریک شئعرلر» بصورت پنهانی پخش می‌کند، پس از آن هم کتاب‌های شعر فارسی «خوشه ها»، «اساطیر» و «اشعار برگزیده» را پخش می‌کند، ساهر پس از ۱۳ سال زندگی در قزوین به تهران منتقل شده و تا پایان عمر در تهران زندگی می‌کند، وی در تهران کتاب‌های «کتاب شعر ۱»»، «کتاب شعر۲»، «میوه گس»، «نمونه‌هایی از ادبیات منظوم ترک»، «سحر ایشیقلانیر» را پخش می‌کند، بعد از انقلاب شعرهای بسیاری از ساهر در مجله‌های منتشره در تبریز، زنجان، تهران و…چاپ می‌گردد، اما متأسفانه به گفته خودش بسیاری از آثار وی هیچگاه چاپ نشد… از ساهر در مطبوعات فارسی تنها با امضای ساهر (ساهر حبیب ساهر، میر حبیب ساهر، ساهر تبریزی) و در مطبوعات تورکی با امضاهای ساهر، اولکر، لاادری، آیدنی، آقجانابلی و سرخابلی، مقالات، اشعارو نوشته هایی به چاپ رسیده است.

🔸ساهر، داستان‌نویس و شاعری توانا بود. از او آثاری به سه زبان تورکی، فارسی و فرانسوی منتشر شده‌است. هم‌زمان با تقی رفعت و قبل از ظهور نیما، ساهر شعر نو فارسی سرود و سبک جدیدی را در شعر تورکی بنیان گذاشت، و بدین‌گونه بود که عنوان «پدر شعر نو تورکی ایران» درمورد او به کار رفت. ظرایف ادبی اشعار تورکی ساهر، همچون «حیدربابایه سلام» شهریار گسترده و غنی است. حبیب ساهر در ۲۴ آذر ۱۳۶۴ در تهران در گذشت. آرامگاه وی در بهشت زهرای تهران است.