انسان توسعه یافته کیست؟*

  • ” انسان توسعه یافته” انسانی است که به حقوق و تکالیف مدنی خود آگاه است. به وظایف خودعمل می کند و حقوق خود را مطالبه می نماید.
  • “انسان توسعه یافته” اعتماد بنفس منطقی دارد . به توانایی های انسانی اش باور دارد ، خودش را محیط بر مسائل زندگی‌اش می داند و می فهمد که انسان موجودی خلاق و مبتکر و توانمند است . می داند که در درون انسان ، نیرویی وجود دارد که اگر اراده کند می تواند همۀ مشکلات را با تعقل و تدبیر ،
    و یا با کمک مشاوران آگاه حل و فصل کند.
  • “انسان توسعه یافته” مهربان و آرام است. خوب گوش می کند. خوب فکر می کند. با عجله سخن نمی گوید وقتی با او برخورد می کنی، امواج آرام بخش و مهربانی، سراسر وجودتان را پر می کند. “انسان توسعه یافته” از نیاز به نمایش، عبور کرده است، در سخن گفتن اظهار فضل نمی کند چابلوسى نمیکند و از چاپلوسی دیگران مشمئز می شود.
  • “انسان توسعه یافته” روحیۀ مشارکت پذیری، هم فکری و همکاری با دیگران را دارد. به تفکر جمعی و مشورت اعتقاد دارد، تقسیم کار را می فهمد، اصول مقدماتی مدیریت را بلد است و کاملاً باور دارد که عقل کل نیست.
  • “انسان توسعه یافته” جو پذیر نیست، در مقابل تبلیغات زیانبار و یا کذب، روحیه پایداری و نگاه کارشناسی دارد. در گرداب تبلیغات سوء قرار نمی گیرد و هر نگرشی را در قالب عقل و دانش و تجربه و مشورت به تجزیه و تحلیل می گیرد و بعد تصمیم میگیرد.
  • “انسان توسعه یافته” روحیۀ همزیستی مسالمت آمیز با جامعه دارد ، با خودش سازگار و با محیط زندگی اش هماهنگ است، محیط زندگی اش را تغییر می دهد ، اما با شرایط نمی جنگد.
  • “انسان توسعه یافته” به تندرستی جسمی و سلامتی روحی و روانی خود اهمیت می دهد. ورزش می کند ، تفریح می کند و به واقع زندگی می کند. نوع لباس پوشیدنش ،روش گفتاری اش ،منش کرداری اش وحتی نوع نگاه وچهره اش بگونه ای است که مورد پذیرش اجتماع است و در همه امور متعادل است. “انسان توسعه یافته” اجازه می دهد دیگران حرف خود را تمام کنند. یاد گرفته است بیشتر سکوت کند تا حرف بزند ، بیشتر بشنود تا بگوید.
  • “انسان توسعه یافته” کتاب می خواند ، “انسان توسعه یافته” کتاب می خواند ، “انسان توسعه یافته” کتاب می خواند. *
  • “انسان توسعه یافته” برای کل جامعه و آینده آن تلاش میکند و نه صرفا برای باند ،گروه ، همفکران ویا اقوام‌خود.
  • “انسان توسعه یافته” مرعوب مقامات اداری و حکومتی نیست. میداند که این مقامات تنها در سازمان متبوع خود صاحب مقام هستند و در عرصه اجتماع همگی خدمتگزار شهروندان باید باشند . “انسان توسعه یافته” با حیوانات مهربان است و به حفظ محیط زیست خود اهمیت می دهد.
  • “انسان توسعه یافته” بخش مهمی از زندگی خود را برای به جای گذاشتن میراثی ارزشمند برای جامعه، طراحی می کند، مسئولیت کاری را که در آن تخصص ندارد نمی پذیرد و مسئولیت کاری را به کسی که در آن کار تخصصی ندارد نمی سپارد و اگر خواست ثروتمند شود، نهاد‌های دولتی و حکومتی را ترک می کند.
  • “انسان توسعه یافته” قانونمند است و به قانون احترام می گذارد. حتی در مواقعی که قانون را مطابق میل خود نمی داند نیز حاضر نیست قانون شکنی کند و قانون را زیر پا بگذارد……ولی برای تغییرآن روشنگری وتلاش میکند.